ارتباط با خانواده در دوران بازنشستگی

ارتباط با خانواده در دوران بازنشستگی
چرا عزیزان بازنشسته نمی توانند با خانواده ارتباط برقرار نمایند؟چرا با مداخله در کار افراد خانواده، ارتباط با آنان را دچار اختلال می نمایند؟ما در این مقاله سعی داریم این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

مثل همیشه ساعت ۵ صبح از خواب بیدار شده و پس از ادای نماز و خواندن دعا برای سلامتی فرزندان و خانواده، لباس خود را پوشیده و از منزل بیرون میرود. در سر راه چندین دور در پارک کنار خانه، پیاده روی نموده و سپس برای خرید نان به سراغ نانوائی رفته و یک عدد نان از نانوائی گرفته و با خود به منزل می آورد.

سپس بدون اینکه مزاحمت برای افراد خانه ایجاد نماید، سماور را روشن و سعی در آماده نمودن صبحانه می نماید. و در زمانی که آب جوش آمده و به قل قل افتاده است، چای را دم نموده و بوی چای دم کرده، در خانه به مشام میرسد. آنگاه افراد خانه را به آرامی بیدار نموده و به سفره صبحانه دعوت می نماید و با خانواده، صبحانه ای را صرف می نمایند.

پس از صبحانه، دیگر حکم بازنشستگی را دریافت نموده و دیگر پس از این کار، برنامه دیگری ندارد و باید خود را تا شب سرگرم نماید. اما چه سرگرمی، مشغول سرک کشیدن در کارهای اهل خانه میشود و چون هیچ فردی حاضر نیست، فرد دیگری، حتی والدین در کار آنها، سرک بکشند، کم کم مشکلات و مسائل فیمابین به وجود می آید.
 

حال اگر این فرد از پیشکسوتان(بازنشستگان) خانم باشند که مشخص است، کارهای خانه، ادامه این قصه را شامل می شود.(البته اگر هنوز فرزندان در خانه باشند، و این خانم بازنشستگی، خود را ندید نگرفته باشد). اگر این عزیز از بازنشستگان آقا باشد و برای خود برنامه ای نداشته باشد، و بخواهد در خانه بماند، این مشکل و مسأله کاملاً آشکار شده و خود را نمایان می سازد.

 
بعضی از گنجینه های نیروی انسانی نیز هستند که متأسفانه راه دیگری را برای گذراندن اوقات خود، انتخاب می نمایند و آن هم رفتن به پارک و صحبت با دیگر عزیزان
بازنشسته ای است که در پارک گرد هم جمع شده اند.

         
چرا عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نمی توانند با خانواده ارتباط برقرار نمایند؟چرا با مداخله در کار افراد خانواده، ارتباط با آنان را دچار اختلال می نمایند؟ما در این مقاله سعی داریم این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

در جوامع انسانی، خانواده به گروهی از افراد گفته می‌شود که با یکدیگر از طریق هم‌خونی، تمایل سببی، و یا مکان زندگی مشترک وابستگی دارند.در دوران بازنشستگی که افراد بیشتر در خانه هستند و ارتباط بیشتری مابین خانواده وجود دارد، ارتباط صحیح و درست در بین خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا که اگر فرد بازنشسته نتواند ارتباط خوبی با خانواده داشته باشد،مسلماً نخواهد توانست از احترام و جایگاه خوبی در خانواده برخوردارباشد و خانه را برای خود و خانواده محیطی غیر صمیمی می سازد.

Image result for ‫پدر بزرگ خانواده‬‎
 
هفت گام برای ارتباط خوب با خانواده در دوران بازنشستگی


در این نوشتار ما به هفت گام اساسی برای  داشتن ارتباط خوب و سازنده اشاره می کنیم.

گام اول: گوش دادن
           
 درحالی که به نظر می‌رسد گوش دادن به دیگران بسیار ساده است،اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستی به ‌کار ببندد ارتباط دچار مشکل می شود.

 به خاطر داشته باشید تا زمانی که شما به جای تمرکز و دقت در سخنان دیگران به افکار درونی خود گوش می دهید، قادر نخواهیدبود شنونده خوبی باشید.
           

گام دوم: صریح و صادق بودن
          
 صراحت و صادق بودن فرایندی است که در ارتباطات انسانی به شکل نامحسوس اما بسیار موثر نقش بازی می کند.تاکید میشود این فرآیند قابل دیدن یا شنیدن نمی باشد بلکه دو طرف درگیر ارتباط، آن را حس می کنند.

اگر ارتباطی فاقد صراحت و صداقت باشد، بدون شک، یا قطع خواهد شد و یا به شکل مخدوش، مبهم و ناسالم ادامه می یابد. اگر نتوانیم یا نخواهیم منظور خود را با صراحت بیان نماییم

طرف مقابل به اشتباه می افتد و به حدس و گمان متوسل می شود و از واقعیت دور می گردد.

 
گام سوم: همدلی و همدردی
             
 اغلب ما زمانی که با یکدیگر ارتباط برقرار می کنیم همواره افکار،آرزوها ، تمایلات، نگرانیها و ترسهای خود را آشکار می سازیم. بدین جهت نیاز داریم که دیگران اولا” درک درستی از ما داشته باشند و ثانیا” با ما در زمینه نگرانیها، ترسها و مشکلاتمان همدلی و همدردی کنند. همدردی تلاشی است برای درک و فهم نیازی ذهنی طرف مقابل. برای همدلی باید بتوانیم خود را جای دیگران بگذاریم و از دریچه چشم آنها نگاه و احساس کنیم. در همدلی شما می توانید سخن طرف مقابل را تکرار کنید تا بداند که شما منظور او را دریافته اید.
 

 

گام چهارم: حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل
 
ما اغلب در ارتباطات خود با دیگران درصدد ارزیابی آنها برمی آییم و گاه فکر می کنیم یا باید نظرات و احساسات آنها را رد کنیم  و گاه فکر می کنیم یا باید نظرات و احساسات آنها را رد کنیم و یا به نوعی (مستقیم و غیرمستقیم) نظرات و احساسات خودمات را به آنها تحمیل نماییم. ارتباطاتی که بر پایه این روش شکل می گیرد غالبا” تداوم نمی یابد و هر دو طرف درگیر در ارتباط را دچار مشکل می سازد.

در نظر گرفتن این نکته که اغلب مردم مانند ما فکر نمی کنند، احساس نمی کنند و به روش خود به دنیا نگاه می کنند بسیار اساسی است.
 
گام پنجم: مخالفت نمودن به شیوه مناسب
             
اگر بتوانیم بپذیریم که دیگران مانند ما نیستند آن وقت می توانیم به شیوه مناسب با نظرات و عقاید آنها که به نظر ما صحیح نیستند مخالفت کنیم.

به عبارت دیگر بدون بحث و جدل مخرب که غالبا” همراه با بلند کردن صدا، داد و فریاد، خشم و غضب است می توانیم به نتیجه مناسب دست یابیم. یکی از مناسب‌ترین شیوه‌ها برای مخالفت کردن با نظرات و عقاید دیگران روش خلع سلاح است. در این روش، فرد در سخنان طرف مقابل حقیقتی را پیدا می کند (حتی اگر با مجموعه سخنان او موافق نیست) و سپس در مقام موافقت و تایید آن حرف می زند.. این روش بر طرف مقابل تاثیر آرام بخش عجیبی می گذارد.  ممکن است روش خلع سلاح را نپذیرد ولی جدل، بی فایده و همیشه بی سرانجام است، با این شیوه در واقع شما پیروز از بحث خارج می شوید و طرف مقابل نیز احساس پیروزی می کند و با آمادگی بیشتری به حرفهای شما گوش می دهد.
 

 

گام ششم: خودشناسی و افزایش آگاهی           

 شناسایی دنیای ذهنی دیگران، همدلی و همدردی کردن با آنها و یا به نتیجه رسیدن بحثهای ما با دیگران نیازمند خوشناسی و تلاشی برای افزایش اطلاعات و آگاهیهای خود جهت شناسایی دیگران و محیط زندگی است.آگاهی از نقاط قوت و ضعف، ترسها، امیال،‌ آرزوها و نیازهای خود و پذیرش صادقانه آنها، کمک می کند ویژگیها و وخصوصیات دیگران را واقع بینانه‌تر ببینیم و آنها را بپذیریم.

در خودشناسی پاسخ دادن به سئوالاتی نظیر پرسشهای زیرکمک کننده است:


 -دوست دارم دوستان و افرادی که با آنها ارتباط نزدیک دارم چه ویژگیهاییداشته باشند؟

-آیا می توانم رابطه صمیمانه و بدون قید و شرط را با دیگران برقرار نمایم؟

-از درگیر شدن در یک رابطه دوستانه چقدر لذت میبرم؟

-میزان تعهد من در ارتباطات اجتماعی چقدر است؟

-در مواقع ضروری چقدر می توانم به دوستانم کمک کنم؟

-آیا در دوستی و ارتباط با دیگران پیش قدم می شوم؟

-زمانی که مسئله یا مشکلی در ارتباط با دیگران پیدا می کنم چگونه عمل می کنم؟

-آیا انتظارات من از دیگران واقع بینانه است؟

     
باید به خاطر داشت خوشناسی و افزایش آگاهی مستلزم صرف وقت،صبوری و تلاشی در جهت تغییر ویژگیهای منفی خود است.علاوه بر عوامل فوق کمک گرفتن از افراد متخصص نظیر روانشناسانو مشاوران نیز ضروری است.


گام هفتم: شناسایی افکار تحریف شده
 

اکثر ما در ارتباط با دیگران در چارچوب افکار خود و احساسات از پیش تعیین شده و کلیشه‌ای خود رفتار می کنیم. در بسیاری از این افکار،تصویر صحیحی از واقعیتها موجود نمی باشد. بدین معنی که ما درفرآیند پردازش اطلاعاتی که نسبت به دیگران داریم دستخوش خطایشناختی می شویم. برای روشن‌تر شدن مطلب مثالی بیان می کنیم:

   
آیا تاکنون برای شما پیش آمده است که سایه یک شیء مثل یک تکهچوب باریک و بلند یا ریسمانی را روی دیوار به شکل مار ببینید؟مطمئنا” همه ما در طول زندگی بارها تجربیاتی از این دست داشته‌ایمبه این قبیل تجربیات در علم روانشناسی احساس و ادراک، (خطای حسی)گفته میشود.

 سیستم شناختی ما نیز بعضاً دچار خطا و تحریف میشود.این خطاها را روانشناسان شناختی (تحریف شناختی یا خطای شناختی)می نامند. تحریفهای شناختی مثل آینه و یا دوربینی هستند که اشکالرا به همان گونه که هستند بازنمایی نمی‌کنند، بلکه شکلهای عجیبو غریب و نادرستی را نشان می دهند. تحریفهای شناختی در ارتباطات انسانی مشکلات فراوانی ایجاد می‌کنند،لذا باید آنها را شناخت و در جهت تصحیح آنها گام برداشت.در اینجا به برخی از مهمترین تحریفهای شناختی همراه با مثالاشاره می کنیم.

مثال: یکی از همکلاسی‌ها را در دانشکده می‌بینید و سلام می کنید،اما او جواب سلام شما را نمی دهد و بی تفاوت از کنار شما می گذرد.
در این حادثه: ذهنی که دچار تحریف و خطای شناختی است،امکان دارد به یکی از شیوه‌های زیر این رفتار را تعبیر و تفسیر نماید.
-او چقدر خودخواه و مغرور شده است (پیش داوری)

-حتما” من کاری کرده‌ام (شخصی سازی)

-همیشه دیگران را نادیده می گیرد (تعمیم مبالغه آمیز)

-رابطه‌ام را باید با او قطع کنم (نتیجه گیری و یا تصمیم گیری شتابزده)
 
همانطور که می بینید، هر کدام از شیوه‌های مذکور به نوعی منجربه قطع یا مخدوش شدن ارتباط ما با دیگران میشود، در حالی که شایدمسئله اساسی، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحیح و مبتنی برواقعیت باشد، که باعث بوجود آمدن این مسئله شده است.

باید به خاطر داشت زیر بنای تحریفهای شناختی باورهای غیرمنطقیاست. برای شناسایی این دسته باورها و مبارزه با تحریفهای شناختی علاوه بر آگاهی، کمک گرفتن از افراد متخصص نظیر روانشناسان بسیار کمک کننده است.

سعی می کنیم این گامها را به خاطر بسپاریم، آنها را به کار بندیم تا بتوانیم روابط اجتماعی موثر و مستحکم تری با دیگران برقرار کنیم.


http://valibakhtyari.ir

 

مطالب مرتبط:

 

 

۸ مرداد ۱۳۹۹ ۱۲:۵۵
تعداد بازدید : ۳,۳۸۹
کد خبر : ۷,۷۹۳

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

برای دریافت فایل الکترونیکی مجله ثمر به صورت pdf در کادر زیر آدرس ایمیل خود را وارد کنید.