پای سخن بزرگان؛ پافشاری در خواهش هیبت آدمی را از بین می برد

پای سخن بزرگان؛ پافشاری در خواهش هیبت آدمی را از بین می برد
پافشاری در خواهش از بین برنده هیبت آمی است و چه بسا گرفتاری ها نوعی تنبیه خداوند باشند و برای چیدن میوه های نارس شتاب نکن.
مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی در یکی از کلاس های درس اخلاق پافشاری در خواهش را از بین برنده هیبت آمی می داند و می گوید چه بسا گرفتاری ها نوعی تنبیه خداوند باشند و برای چیدن میوه های نارس شتاب نکن.

آنچه که می خوانید بخشی از سخنان این عالم ربانی است:

 

تا جایى که مى ‏توانى تحمّل کنى دست نیاز دراز مکن؛ زیرا هر روز، روزى تازه‏اى دارد، بدان که پافشارى در خواهش، هیبت آدمى را مى ‏برد و رنج و سختى به بار مى‏آورد، پس صبر کن تا خداوند درى به رویت گشاید که به‏ راحتى از آن وارد شوى؛ چون احسان به آدم اندوهناک و امنیّت به آدم فرارى وحشت‏زده، نزدیک است.

چه بسا که دگرگونى و گرفتارى‏ ها نوعى تنبیه خداوند باشد و بهره ‏ها مرحله دارند، پس براى چیدن میوه ‏هاى نارس شتاب مکن که به وقت آن را خواهى چید.

بدان آن که تو را تدبیر مى‏ کند، بهتر مى‏ داند که چه وقت بیشتر مناسب حال توست، پس در همه کارهایت به انتخاب او اعتماد کن تا حال و روزت سامان گیرد قبل از وقت نیازهایت، شتاب مکن که در این صورت دل و جانت تنگ مى‏ شود و ناامیدى تو را فرا مى‏ گیرد.

حضرت علی(ع) می فرماید: در شگفتم از مومنی که به خاطر بیماری ، جزع و فزغ (بیش از حد) می کند در حالی که اگر می دانست به خاطر این بیماری چقدر ثواب داده می شود، آرزو می کرد تا هنگام ملاقات با پروردگارش بیمار باشد، در جایی دیگر می فرماید جزع، قدر الهی را عوض نمی کند بلکه تنها اجر را از بین می برد.

در حدیث دیگری امام رضا(ع) می فرماید: پدرم را در خواب دیدم که به من فرمود: پسرم هر گاه گرفتار سختی و مشکلی شدی، این ذکر را بسیار بگو یا رؤوف یا رحیم.

انسان اگـر به یاد خدا باشد ، خدا را قـبول داشته باشد، دلـش چـنان آرامشی پیدا می کند که اگر هیچ چیز هم گیرش نیاید ، (باز) شاکر است؛آشیخ محمد حسین زاهد(ره) تعریف می کرد: 

شبی یکی از اولیاء وارد خانه شد به همسر خود گفت: چیزی برای شام بیاور تا بخوریم همسرش گفت : چیزی برای خوردن نداریم.
گفت: پس کمی روغن داخل چراغ بریز تا عبادت کنیم؛ همسرش گفت: روغن هم نداریم . شیخ محمد حسین زاهد می فرمودندآن شب خوش ترین شب آن ولی خدا بود عبادت می کرد و می گفت: خدایا چه کار خوبی کردم که در یک شب مستحق دو نعمت شدم؟ یکی سفره ام را بی نان کردی یکی هم چراغم را بی روغن؛انسانی که ایمان داشته باشد این جور است.

منبع: خبرگزاری رسا

 

 

۲۶ مهر ۱۳۹۶ ۱۰:۳۸
تبیان |
تعداد بازدید : ۱,۱۳۷
کد خبر : ۷,۳۵۸

نظرات بینندگان


نام را وارد کنید
پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید