درمکتب تو همیشه شاگردم من/معلم و شاگردی که در یک روز بازنشسته شدند

درمکتب تو همیشه شاگردم من/معلم و شاگردی که در یک روز بازنشسته شدند
​ صدای هیاهوی دانش‌آموزان از فاصله دور به گوش می‌رسد. کمی جلوتر که می‌رویم مدرسه‌ای است که در آن ۲ نفر غرق شده‌اند در خاطرات سال‌های دور.

دورانی که محمدباقر محسنی در مقام معلم، تقوا و پرهیزکاری را به دانش‌آموزانش می‌آموخت و اکبر گایینی در مقام شاگرد ممتاز مدرسه قیطران توصیه‌های آقا معلم را چراغ راه زندگی‌اش می‌کرد. صبح یک روز بهاری وعده دیدار ما با معلم و شاگردی است که در یک روز بازنشسته شدند و بعد از 34 سال فرصت دیدار دوباره این 2 معلم و شاگرد را فراهم کردیم. گرچه شاگرد قدیمی آقا معلم، خود معلمی است که اکنون نیم قرن فعالیت فرهنگی و آموزشی دارد. 

 

 آگهی‌ای که مرا به معلمی رساند

 

فضای مدرسه پر از گل‌های زیبایی است که دانش‌آموزان یا خانواده‌هایشان برای تبریک روز معلم آورده‌اند؛ اینجا همه چیز بوی تازگی دارد و نشاط و شادابی از در و دیوار مدرسه می‌بارد. محمدباقر محسنی و اکبر گایینی، معلم و شاگردی که پس از 34 سال امروز در روز معلم به دیدار هم شاد شدند، به استقبال‌مان می‌آیند و خیلی زودتر از حد انتظار صحبت‌های آنها گل می‌اندازد. محمدباقر محسنی که به گواهی شناسنامه‌اش 74 بهار را پشت سر گذاشته، علت انتخاب شغل معلمی را هیجان و اشتیاقی می‌داند که معلمانش در دوران دبستان به او هدیه دادند. می‌گوید: «‌آن زمان اگر معلم می‌گفت برو از دفتر گچ بیار، انگار همه دنیا را به من داده بودند؛ حتی بعضی همکلاسی‌ها حسرت می‌خوردند که چرا معلم از ما نمی‌خواهد‌کاری انجام دهیم.‌ معلم شدن همیشه برای من آرزویی بود که با کمال میل و تمام وجود برای محقق شدنش تلاش کردم. به وصیت پدرم، بعد از مقطع دبیرستان برای ادامه تحصیل به تهران مهاجرت کردم که یک روز آگهی استخدام معلم را پشت شیشه آموزش و پرورش منطقه 10 دیدم. چون هنوز به خدمت مقدس سربازی نرفته بودم، با تعهد 5 ساله و 2 سال هم خدمت مقدس سربازی، مشغول تدریس شدم و بعد هم با‌ آموزش و پرورش قرارداد رسمی امضا کردم.»

 

خاطرات فراموش نشدنی مدرسه قطران

 

سال 1342 برای تدریس به مدرسه قطران در خیابان خرمشهر پشت بزرگراه شهید نواب صفوی رفت. محسنی آن زمان معلم جوان شیک‌پوشی بود که توجه همه دانش‌آموزانش را به خود جلب می‌کرد.
خودش می‌گوید: «‌همیشه سعی می‌کردم بهترین لباس‌هایم را درمدرسه بپوشم تا دانش‌آموزانم از دیدن من و نوع لباس پوشیدنم رغبت کنند سر کلاس درسم بنشینند و لباس نامرتب و کفش‌های واکس نخورده‌ام باعث آزار آنها نشود. اگرچه معتقدم دانش معلم باید فراوان باشد، لازم است ظاهر معلم هم همیشه آراسته و مرتب باشد.» محسنی در آن سال، شاگردی به نام اکبر گایینی داشت که بعد‌ها پا جای پای استاد گذاشت. وی ادامه می‌دهد: «‌اکبر گایینی، از معدود شاگردانی بود که دقت بسیار فراوانی داشت و یکی از ویژگی‌های بارزش، خوب گوش کردن به درس و هوشیاری‌اش بود. از این رو، نام او در گوشه ذهنم ماند.»
محسنی اضافه می‌کند: «‌آن زمان که اکبرآقا کلاس ششم ابتدایی بود، همکلاسی‌ای به نام «محمد محمدی» داشت که بسیار منظم و زرنگ بود، من به بچه‌ها می‌گفتم سعی کنید مثل محمد باشید که گایینی واقعاً مثل او بود.»

 

درسی که هرگز فراموش نمی‌کنم

 

محسنی خاطره‌ای را نقل می‌کند که بعد از گذشت چند دهه در ذهنش باقی مانده و هنوز باعث ناراحتی‌اش می‌شود. می‌گوید: «‌من کلاسوری داشتم که عکس کوچکی از شاگردانم را داخل آن می‌چسباندم و به اندازه دو، سه خط درباره بیوگرافی و خانواده‌شان می‌نوشتم. یک روز که داشتم کلاسورم را برای سال جدید می‌نوشتم، از شاگردی که اکنون از مفاخر ورزشی کشورمان در عرصه‌های بین‌المللی و جهانی است، نام پدرش را پرسیدم اما او جواب نداد. پرسیدم نام مادر، شانه‌هایش را بالا انداخت. از کوره در رفتم و گفتم: «‌این چه طرز حرف زدن است، درست جوابم رو بده، می‌گویم نام پدر، جواب نمی‌دهی، می‌گویم نام مادر، شانه‌هایت را بالا می‌اندازی.»

 

آن پسرک با نگاهی پر مهر گفت من پدر و مادر ندارم و در پرورشگاه زندگی می‌کنم و می‌خواهم شما برایم پدری کنید.» کلاس روی سرم خراب شد و دلم می‌خواست زمین دهن باز کند و مرا ببلعد. به او گفتم مرا ببخش. سال‌ها گذشت و حالا او برای خودش سری میان سرها در آورده اما هنوز از آن رفتار خودم دلگیرم.» محسنی پس از آن روز به پرورشگاهی که شاگردش زندگی می‌کرد رفت و به دانش‌آموزان آنجا که نیاز به معلم خصوصی داشتند درس داد و حتی بعضی‌ها را تا پای دیپلم گرفتن‌شان یاری کرد.
 

 

هدیه فراموش نشدنی

 

سال 1342 در مدرسه قطران، نخستین سالی بود که اکبر گایینی در کلاس درس محمدباقر محسنی حاضر شد. این نخستین نقطه اتصال‌شان بود. در سال 1348 در دبیرستان علامه هم اکبر گایینی، افتخار شاگردی در کلاس درس محمدباقر محسنی را پیدا کرد. در نهایت بعد از 9 سال در سال 1357، اکبر گایینی و محمدباقر محسنی در دبیرستان ماندگار البرز، همکار هم شدند.

 

گایینی می‌گوید: «‌در میان همه معلمانی که داشتم، استاد محسنی برایم فقط یک معلم نبود بلکه حکم یک الگو را داشت؛ الگو در رفتار، کردار، پوشش و.... هر وقت استاد محسنی را می‌دیدم، لبخند به لب داشت و هرگز بدخلقی از او ندیدم. درس معرفت را در کلاس استاد محسنی آموختم؛ زمانی که برای گذراندن دوره متوسطه به دارالفنون رفتم، روزی همکلاسی‌ شهیدم، کامران نجات‌اللهی به من گفت برایت یک پاکت نامه از پست آمده است. وقتی پاکت را به من داد، دیدم کارت پستال زیبایی است که استاد محسنی برایم فرستاده بود. هرگز آن کارت پستال زیبا و ارزشمند را فراموش نکردم و برای من مثل یک رؤیای شیرین بود.»
روزی که استاد و شاگرد به هم رسیدند

 

در سال 1373 بسیاری از معلمان تهرانی که قرار بود آن سال بازنشسته شوند، گردهم آمده بودند و آموزش و پرورش قصد اهدای احکام بازنشستگی‌شان را داشت. محسنی ادامه می‌دهد: «‌وقتی مجری مراسم، نام اکبر گایینی را خواند و از او به‌عنوان جوان‌ترین معلم بازنشسته کشور یاد کرد، سر جایم میخکوب شدم و گفتم: «‌این همان اکبر آقای خودمان است که شاگردم بود.» بعد از خواندن اسامی چند نفر، نام من هم خوانده شد. وقتی روی سن رفتم و اکبر آقا را دیدم همدیگر را در آغوش کشیدیم. روز بزرگی بود، زمانی معلم و شاگرد بودیم و حالا به‌عنوان 2 همکار در کنار هم در یک روز بازنشسته می‌شدیم.» اکبر گایینی خم می‌شود و دستان معلمش را می‌بوسد و می‌گوید: «‌همه باید بدانند که بوسیدن دست معلم یعنی بوسیدن معرفت، گذشت، ایثار و عشق.» گایینی به شعری اشاره می‌کند و می‌گوید: «‌یکبار به خاطر انجام منظم و به موقع تکالیفم و نمره‌های خوبم، استاد محسنی به من دفتر یادداشت زیبایی هدیه دادند که این دوبیتی را با خط زیبای‌شان در آن نوشته بودند: هنگام سپیده‌دم خروس سحری / دانی که چرا همی کند نوحه‌گری/ یعنی که نمودند در آینه صبح / کز عمر شبی گذشت و تو بی‌خبری»

 

جوان‌ترین معلم بازنشسته

 

اکبر گایینی نتیجه 2 دوره شاگردی را در کلاس محمدباقر محسنی موفقیت‌های تحصیلی و شغلی‌اش می‌داند و می‌گوید: «‌الگوبرداری از معلم خوبم، استاد محسنی باعث شد تا درسم را با جدیت پیگیری کنم و در 15 سالگی معلم و در 45 سالگی به‌عنوان جوان‌ترین معلم کشور بازنشسته شوم. مهم‌تر از همه اینکه به مدت 40 سال است که در دبیرستان ماندگار البرز فعالیت آموزشی و فرهنگی دارم که این برایم مایه مباهات است.»

 

محمدباقر محسنی
متولد: 1321 ـ گلپایگان
تحصیلات: لیسانس زبان از دانشگاه تهران‌ـ حقوق قضایی دانشگاه شهید بهشتی
شغل: معلم ابتدایی  ـ دبیر زبان مقطع متوسطه
بازنشسته: مهر ماه 1373
فعالیت کنونی: دبیر زبان مقطع متوسطه در مدرسه غیردولتی

 

اکبر گایینی
متولد: 1331 – تهران
تحصیلات: لیسانس ریاضی و حسابداری و دارای 4 دیپلم تجربی، ریاضی، دانش‌سرای مقدماتی و اقتصاد
شغل: معلم ریاضی، هندسه، آمار و تاریخ
بازنشسته: مهرماه 1373 (جوان‌ترین معلم بازنشسته کشور)
فعالیت کنونی: دبیر مقطع متوسطه در دبیرستان البرز
۱۶ مرداد ۱۳۹۶ ۱۴:۴۱
همشهری محله |
تعداد بازدید : ۷۵۱
کد خبر : ۶,۸۱۵

نظرات بینندگان


نام را وارد کنید
پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید